حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

374

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

ابتدآى خراج درين روز ، و بفرمود تا در ديوانها بنوشتند و ثبت نمودند ، و نامها نوشت بذين دستور ، از زحمت تأخير خراج از وقت ابتدآى استفتاح كزاردن ، و وضع بعمّال و كاركنان ديكر شهرها ، و حال آنك آن روز آفتاب در اوج خود بود . پس ببركت عبيد اللّه وزير ، و اهتمام او دربارهء رعيّت و مردم ، بذين دستور از زحمت تأخير خراج - از وقت ابتدآى استفتاح كزاردن آن - خلاص يافتند . و اين رسم و دستور بدين قاعده و قانون بماند » و اللّه أعلم و أحكم . * * *

--> ( نوروز معتضدى در زمان خلافت المعتضد باللّه ( 279 - 289 هجرى ) معمول شد ، در دوران خلافت عباسيان بنابر رسم و آئينى كه در دوران ساسانى برقرار بود ، ماليات‌ها در آغاز سال گردآورى مىشد ، أمّا چون از عهد انوشيروان به بعد كبيسه انجام نشد ، سال سيار شد - يعنى نوروز از جاى حقيقىاش كه آغاز اعتدال ربيعى يا بهار باشد دور شد - و در أمر وصول ماليات اختلال به وجود آمد . المتوكل على اللّه فرمان داد تا كبيسهء كنند ، و تقويم را اصلاح نمايند ، اما اين كار به عهده تعويق افتاد ، چون به سال 247 هجرى كشته شد ، المعتضد پس از وى به خلافت رسيد ، دستور داد كار را به نتيجة رسانند ، به همين جهت در سال 279 هجرى كبيسه كردند ، و نوروز را به يازدهم ماه رومى حزيران ، مصادف با اول خرداد ماه پارسى قرار دادند ، كه به « نوروز معتضدى » مشهور شد . بيرونى شرحى دربارهء نوروز معتضدى آورده مىگويد : « چون پارسيان از كبيسه دست باز داشتند ، ماههاشان بيشتر شدند ، و نوروز پيش از رسيدن برآمد ، و خراج پيش از غله گشاده شد ، و دهقانان سواد به رنج افتادند ، و برزگران را دشخوار شد . پس متوكل نيت بر آن نهاد كه نوروز را سپس‌تر برد ، تا رعيت را آسان شود ، و نرسيده است به تمام‌كردن آن . . . و از پس او خليفه را اندر اين شغل نبود مگر معتضد را كه او جز اين همت نبود ، پس نوروز را به يازدهم روز حزيران ( - ماه نهم از سال سريانى ) برد . و ديگر ماه‌هاى پارسى ، و آنچ اندر آن است از روزگارها به حسب نوروز از پس برده شد ) .